خاطرات عید
خیلیی وقته نیومدم چیزی بنویسم برات دختر گلم.عید به خوبی و خوشی تموم شد.13 بدرممم که منو تو ترکوندیمم.حسابی بهمون خوش گذشت.مخصوصا غروبش که رفتیم خونه مامانبزرگ مریم و با بچه ها ورق بازی کردیممم.اینقده خندیدیم که خاله ها میگفتن اگه ماه های اخر بودی حتما امشب زایمان میکردی.میدونم به شما هم حسابی خوش گذشت.
راستی سالگرد نشون و عقد و عروسی من و بابایی همش تو عیده.منم هر سری کیک درست کردمو جشن کوچولوی سه نفره گرفتیم.ولی برا سالگرد عروسیمون دسر و پیتزا و کیک شکلاتی خوشمزهه درست کردم و حسابی خوش گذروندیم .موقع کیک هم عمه باباجون رضا با خانواده اومدن عید دیدنی و کیک رو با اونا خوردیم و کلی کیف کردیم بازم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خاطرات عید 

